ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
344
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
غير ممكن است . مراقبت از اسبها به عهدهء مهتر است كه مواظبت سه تا چهار اسب را به عهده مىگيرد . سرپرستى مهترها به عهدهء « جلودار » است كه وظيفه دارد عليق را تأمين و آماده كند ، به هنگام سوار و پياده شدن ، ارباب خود را يارى دهد ، براى او ركاب بگيرد و زينپوش را جلو اسبش به دوش بكشد . كسانى كه در مسابقات بر اسب مىنشينند لقب عربى سائس دارند . تيمار معمولا هر روز فقط يكبار صورت مىگيرد ؛ قشو عبارت است از دو صفحهء ارهمانند عمودى كه توسط يك صفحهء افقى بهم مربوط شده است . پس از تيمار بدن اسب را با يك تكه كهنهء زبرتر چندان مالش مىدهند تا موها بر روى هم بخوابد ، پاها را با دست مىمالند ، دم و يال را با دقت مىشويند و با حنا رنگ مىكنند . از بيماريهائى كه بيش از همه در ايران اسب دچار آن مىشود من ورم مفاصل و زانو درد را ذكر كردهام . زانو درد كاملا عموميت دارد و مقدارى هم ارثى است و ظاهرا جز در مواقع حاد چندان اسب را آزار نمىدهد . براى معالجهء ورم مفاصل آهن گداخته را به كار مىبرند كه نتايجى بسيار خوب دارد ولى البته بايد دانست كه از اين اسلوب سوء استفادهء بسيار هم مىشود ، چه اسب به هر بيمارى دچار باشد فورا به داغ كردن متوسل مىشوند . « مشمشك » فوق العاده نادر است . ورم پشت زانوى اسب اغلب در بين اسبهاى تجملى شيوع دارد اما اسبهاى مخصوص كار اغلب از آن بركنارند . تقريبا همهء بيطارها ( و همچنين پزشكهاى شياد و متفنن ) تركمن هستند . هنگامى كه در تابستان 1859 « 8 » از دشت بين يزدخواست و شيراز مىگذشتم ، توانستم شاهد بيمارى واگيرى باشم كه تقريبا همهء اسبها ، الاغها و قاطرهاى منطقه را از بين برده بود اما ساير حيوانات از آن مصون مانده بودند . جريان بيمارى به اين صورت بود : درحالىكه حيوان ظاهرا سالم بود و با اشتهاى تمام چرا مىكرد دچار تاولى پرآب در ناحيهء زير شكم مىشد كه در برخى موارد تا به ناف نيز مىكشيد . تاول بزرگ مىشد و پوست كش مىآمد و سفت مىگرديد . با برش ، مقدارى آب و كمى خون خارج مىگرديد و گوشت پينهبسته مانند غضروف زير چاقو صدا مىكرد . از روز سوم نفس به تنگى مىافتاد و مرگ فرامىرسيد . حيوانات ديگرى كه تاول در گلويشان بزرگ مىشد در روز دوم جان مىدادند . عشاير پيدايش اين مرض را در اثر وفور علوفه مىدانستند و مدعى بودند كه در سالهاى پربركت و پرحاصل اين بيمارى رواج پيدا مىكند . در نتيجه هرچند كه مراتع آنها پر و سرسبز بود ، به چراگاههاى ديگر كوچ مىكردند . ج . كشاورزى در اروپا عادت است كه همان سستى و رخوتى را كه عموما خاص ملل
--> ( 8 ) . برابر با 76 - 1275 ه . ق . - م .